نور الدين جعفر بدخشى

298

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

آن حال را مشاهده نمودند « 1 » كه اين سوء حال فقيه مشار اليه بود ، در آن كلام كه حضرت سلطان در زمان گذشته فرموده بود « 2 » كه : عداوت دوستان حق در دل با ايمان جمع نمىآيد و اگر آيد نمىپايد « 3 » و بعد از آن حال « 4 » حضرت سلطان فرمود كه هيچ كارى در دين مر دين‌دار را « 5 » يارى ( ت ) دهنده‌تر از تعظيم برادران دين « 6 » نيست و هيچ كارى دين را زيانكارتر از خوار داشت و فروگذاشت حق برادران مسلمان نيست . فرد « 7 » منكرست آن روسيه مردود و ملعون آمده « 8 » - « 9 » * كز حسد همچون سگان از دور عوعو مىكند « 10 » ( آ : برگ 108 الف ) و اين فقير از جناب سيادت پرسيد كه اگر كسى به صدق در صحبت شما نيايد بلكه به هواى ( ن ) « 11 » نفس خود مىآيد حال او چگونه باشد ؟ جواب « 12 » فرمود كه هركه بر ما سنگ زند « 13 » در بهشت رود « 14 » زيرا كه حركت حبّى باشد « 15 » . نظم « 16 » هركه ما را يار كرد ايزد مرو را يار باد * هركه ما را خوار كرد از عمر برخوردار باد ( ل ) « 17 »

--> ( 1 ) - آ : نمودند كه . ل : كردند . گ ، ت ، ن : نمودند گفتند . ( 2 ) - ن : فرمود ، گ ، ل : حضرت سلطان فرموده در زمان گذشته . ( 3 ) - آ ، ب ، ن : بايد . ( 4 ) - گ ، ل ، ن : ندارد . ( 5 ) - آ : وين وار را . گ ، هر دين‌دار را ، ت : برگ 88 الف . ( 6 ) - ل : برادر . ت ، گ : برادران دينى . ( 7 ) - ن : نظم مولانا رومى راست . ت ، گ : بيت . ( 8 ) - ل : منكرست آن روسيه مردود مندودايد ، گ : ملعون و مردود آيد . ( 9 ) - ن : آيد . ( 10 ) - ن : بف‌بف مىزند ، گ : بق‌بق مىزند . ( 11 ) - ن : برگ 129 الف . ( 12 ) - گ : ندارد . ( 13 ) - گ ، ل : سنگى بر ما زند . ( 14 ) - ن : درآيد . ( 15 ) - ل : ندارد ، گ : در حاشيه آمده . ( 16 ) - گ ، ل : شعر ، ت : رباعى . ( 17 ) - ل : برگ 73 ب .